تبلیغات
| پایگاه مهدویت و دشمن شناسی | .:.ظهور نزدیك است.:.

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 9 تیر 1391

دموکراسی یک روش حکومتی بر پایه مردم سالاری است که در آن مردم نه فرد یا گروهی خاص ، حکومت می کنند .

در این شیوه هدف خوش نگه داشتن مردم در بودنشان هست و برای این کار هر وسیله ای را مجاز می دانند. چون دموکراسی اساس کار خود را بر پایه بهره گیری مادی قرار داده است و ناچار روح ناچار روح استخدام و استثمار در آن دمیده شده است . این روحیه هر راهی که به سوی هواهای نفسانی ختم بشه رو تا آنجایی که به خوشی بقیه لطمه نزنه مجاز می دونه و این وسط هم دولت مثل یک هتل دار برای این مردم که در هتل جامعه هستند می مونه و وظیفش خوش نگه داشتن مردم در این جامعه است. افلاطون و ارسطو از منتقدان حکومت دموکراتیک بوده‌اند و آن را بدترین نوع حکومت دانسته‌اند . از نظر منتقدین حکومت دموکراتیک؛ اکثر مردم شایستگی لازم برای تصمیم‌گیری در مسائل سیاسی را ندارند. از نظر ایشان، دموکراسی مانعی برای برنامه‌ریزی متمرکز و تصمیم‌گیری قاطع است و مسیر پیشرفت را دشوار می‌سازد

در این سیستم فرقی بین مردم آگاه و ناآگاه و دانا و احمق وجود نداره و همه باید در حکومت سهمی داشته باشند در حالی که ما می دانیم همه مردم لیاقت تصمیم گیری و حکومت ندارند و افرادی باید این کار را انجام بدهند که  منافع فردی خودشون رو بر مصلحت تمامی مردم ارجحیت ندهند و نسبت به مدیریت جامعه و خود جامعه شناخت داشته باشند و به خوبی به مصلحت مردم آگاه باشند.حال آیا در جامعه ای که اساس اون بهره گیری مادی از دنیا و خوش بودن در آن است چه انگیزه ای باعث میشود کسی چنین کاری بکند و بالاتر از آن ، خودش را فدای مصلحت مردم کند !

پس هدف در چنین جامعه ای سعادتمندی است ، به معنای خوش بودن در بودن .

اما در امت اسلامی هدف کمال است به معنای واقعی رستگاری ، و نه خوش بودن. و لازمه کمال ، حرکت و پیشرفت رو به جلو است و این پیشرفت با خوش بودن در تقابل است. مثلا کسی به قبولی در بهترین دانشگاه فکرمی کند دیگر به خوش بودن ، آسایش و راحت خوردن و خوابیدن فکر نمی کند که اگر فکر کند مسلما هدفش را باید کنار بگذارد چه آنکه اینها با این هدف متعالی منافات دارد.

جامعه اسلامی به سان یک کاروان میماند که هدفش رسیدن به کمال است و در این راه ، تفکر به استراحت و توجه به عامل هایی که ما را از هدف باز می دارد انحراف است  .

پس هدف در جامعه اسلامی خوب شدن ، در شدن است .

مثالی عرض کنم : هیچ روانشناسی و مربی تربیتی بر این عقیده نیست که برای تربیت یک کودک که هنوز به بلوغ عقلی و کمال نرسیده است و نمی تواند مصلحت خویش را به خوبی تشخیص دهد ، باید همه چیز را فراهم کرد و هر چه خوده کودک خواست بر همان راه و درخواست عمل کرد چون مسلما این کودک به خاطر جهلی که نسبت به خود دارد ممکن تصمیماتی اتخاذ کند که به ضررش باشد ، پس بنابراین برای به کمال رساندن کودک لازم است که در مقابل درخواست های غیر منطقی او "نه" ! آورد هر چند که کودک از این برخورد ناراحت شود . در عین حال تلاش شود که به کودک هم دلیل آن فهمانده شود تا کودک به رشد عقلی و کمال برسد.

اما این در صورتی است که شما کودک را به مهد کودک سپرده باشید و نه به محل نگهداری کودکان ، چون  هدف از نگاه داری کودک و این است که کودک در اینجا خوش باشد ، بازی کند ، سرگرم باشد و ... تنها کاری که شما انجام می دهید مراقبت از کودک در برابر آسیب جسمی زدن به خود و بقیه است همین و بس.

اما در مهد کودک هدف فقط این نیست بلکه در اینجا به رشد فکری و کمال کودک هم توجه می شود .

آزادی دادن به کودکی که هنوز در جهل نسبت به خویش است و به کمال و بلوغ عقلی نرسیده ، خیانت به اوست. حتی اگر در این بین ، او دلیل این سلب آزادی را از جانب شما درک نکند.

در جامعه اسلامی رشد فکری افراد و کمال انسانی در آنهاست پس این امری طبیعی است که بعضی افراد که هنوز به این بلوغ نرسیده اند فکر کنند که جامعه با آزاد بودن آنها مخالف است در حالی که بعضی آزادی ها انسان را نابود می کند و انسان همیشه آرزومی کند که ای کاش کسی مرا راهنمایی میکرد و از آن کار باز می داشت .

اگر هم نرسند مهم نیست چون این کاروان رو به جلو در حرکت است  و هیچ وقت متوقف نخواهد شد. J

پس اساسا دموکراسی در شرایطی قابل پیاده سازی است که همه افراد جامعه به کمال رسیده باشند و به مصلحت خویش و جامعه آگاه باشند و در غیر اینصورت این روش حکومتی خیانت به آن مردم است.

در حالی که اسلام در تلاش است که مردم را به رشد فکری ، و کمال رسانده و در این بین بعضی آزادی ها را هم از او میگیرد اما در واقع اینها مثل گرفتن آزادی در انجام فعلی از طرف کودکی است که به ضرر اوست هر چند کودک ناراحت شود ، تا زمانی که در همین مسیر ، به رشد فکری برسد که پی به مصلحت خویش ببرد و اونوقت از سلب آزادیش از طرف حکومت و جامعه به خاطر انجام آن فعل ناراحت نخواهد بود.

البته درست است که معمول دموکراسی‌ها در مقام نظر هیچ‌گونه امتیاز طبقاتی را قائل نیستند، ولی به شهادت تاریخ، عموم دموکراسی‌ها به نوعی حکومت طبقات برگزیده، همچون نخبگان اقتصادی، منجر شده است.

.

و در آخر یک سوال در برابر دموکراسی:

آیا مردم کشور هایی که در آنها دموکراسی وجود دارد با جنگ موافق هستند ؟ با کمک دولتهایشان به اسرائی موافق هستند؟

اگر بله : پس خیلی مردم پستی هستند که با چنین جنایاتی در حق انسان های دیگر موافقند

اگر خیر : پس میرسیم به نوشتپار آخر متن ، که دموکراسی فقط دروغی برای حکومت بر مردم نادان است.

 




طبقه بندی: مقالات،  متفرقه، 
برچسب ها: اسلام و دموکراسی، معایب دموکراسی، شیوه حکومتی اسلام،
ارسال توسط محمد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
در خودسازی برای ظهور چه كار كرده اید؟







پیوند های روزانه
مترجم سایت
امکانات جانبی
لینك ها
abzarak.com

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

کلیپ موبایل

دانلود فیلم

نرم افزار موبایل

قائم پرس