تبلیغات
| پایگاه مهدویت و دشمن شناسی | .:.ظهور نزدیك است.:.

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391

«لئونید ایواشف»، رییس مرکز تحقیقات استراتژیک روسیه، با اشاره به اقدامات چند ماه گذشته‌ی ایالات متحده در قبال ایران می‌گوید: «ایالات متحده امیدوار است که تحریم‌ها به انفجار اجتماعی منجر شود تا پس از آن آمریکایی‌ها نه به عنوان تجاوزگر بلکه به عنوان نیروهای حافظ صلح وارد این کشور شوند.»
گروه بین‌الملل برهان
سیدحمید سید‌تقی‌زاده؛ «اوباما» در دوران تصدی خود با اتخاذ استراتژی قدرت هوشمند و به عبارت بهتر با ایجاد تعادل میان قدرت سخت و نرم، سیاست خارجی آمریکا را پیش برده است. در این دوران رفتار سیاست خارجی آمریکا حاکی از این بوده است که در برخی شرایط وجه سخت بر وجه نرم قدرت غلبه داشته و در برخی شرایط عکس این مسأله را شاهد بوده‌ایم. اما در چند ماه گذشته وجوه مختلفی از قدرت سخت آمریکا را در قبال ایران شاهد بودیم. حال آن که با مروری بر وقایع هفته‌های اخیر به نظر می‌رسد دولت اوباما در کنار این مسأله، توجه خود به وجه نرم قدرت هوشمند را نیز افزایش داده که در ادامه به بررسی این موضوع پرداخته خواهد شد.
الف) علل تعدیل قدرت سخت در سیاست خارجی آمریکا
 
1. واکنشها به تهدیدهای آمریکا؛
 
روند تهدید‌ها در سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران در ماه‌‌­­‌ها‌ی گذشته افزایش یافته و این در حالی است که واکنش چین، روسیه و ایران بیان‌گر سطح بالایی از بازدارندگی بوده‌است. در واقع هر چند چین و روسیه در حالت کلی در چارچوب تقابل با آمریکا تلاش می‌کنند ولی ایران یکی از خطوط مقدم این تقابل به شمار می­‌رود و به عبارت بهتر همان‌طوری که ژنرال «ایواشف» - رییس مرکز تحقیقات استراتژیک روسیه- گفته‌است، خطری که ایران را تهدید می­‌کند، روسیه را نیز مورد تهدید قرار می‌دهد. در همین راستا، گذشته از حمایت­‌های چین در ماه­‌های قبل، اندیشکده‌ی آمریکایی «جیمز تاون»[1] در بخشی از ارزیابی خود به تصمیم ارتش روسیه در خصوص واکنش نظامی در صورت حمله‌ی آمریکا به ایران اشاره می‌­کند. در واقع ارتش روسیه بر این باور است که اسراییل برای شکست استحکامات دفاعی ایران از سرمایه‌ی کافی برخوردار نیست، از این رو دخالت ارتش آمریکا در چنین برخوردی، اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. از این جهت، روند آماده‌سازی نیروهای روسی در ارمنستان، با هدف دست به عمل شدن در صورت وقوع حملهی نظامی به ایران، از «دو سال پیش» آغاز شده است.[2]
 
از سوی دیگر واکنش‌های ایران از جمله تهدید به بستن تنگهی هرمز و همچنین اقدام پیش دستانه در عدم فروش نفت به کشورهای انگلیس، فرانسه، آلمان، یونان و اسپانیا را نیز میتوان در قبال تهدیدهای غرب در نظر گرفت. در مجموع، بازدارندگی ناشی از این واکنشها میتواند از جمله علت‌هایی تلقی شود که منجر به تعدیل نسبی در رویکرد آمریکا شده است.
 
2. تداوم بحران و حساسیتهای اقتصادی آمریکا؛
 

 بالا بودن حساسیت‌های اقتصادی در آمریکا، امکان تداوم تشدید قدرت سخت را از این کشور سلب کرده است. بر اساس گزارش سازمان مالیاتی آمریکا، شهروندان آمریکایی باید به طور متوسط 29 درصد از درآمد خود را صرف پرداخت مالیات‌های فدرال، ایالتی و محلی کنند. بنابراین بیشتر آمریکایی‌ها، باید 107 روز کار کنند تا بتوانند تنها مالیات خود را بپردازند.[3] البته به موازات تداوم مشکلات، برخی شاخص‌ها نیز در اقتصاد آمریکا اندکی بهبود یافته است. به عنوان مثال بر اساس جدیدترین آمارها، وزارت کار آمریکا اعلام نمود که در ماه مارس 2012م. (اسفند ماه تا فروردین ماه) نرخ بیکاری در این کشور به 8.2 درصد رسیده است. هر چند این رقم نیز پایین‌ترین میزان رشد اشتغال در 5 ماه گذشته بوده است.[4] 
  

 

 «جین اسپرلینگ» مشاور اقتصادی کاخ سفید میگوید: «هر چند هم اینک در اقتصاد آمریکا شاهد پیشرفت هستیم، اما هنوز راه درازی را برای پیمودن پیش رو داریم.»[5] از این رو به نظر می‌رسد، حساسیت‌های اقتصادی اعم از تداوم برخی مشکلات و از سوی دیگر بهبودی اندک در برخی زمینه‌ها و لزوم تقویت آن موارد، موجبات گرایش به حفظ وضع موجود را فراهم آورده است. چرا که تغییر در وضع موجود و اجرایی نمودن تهدیدها بر وخامت اوضاع خواهد افزود.
 

3. تشدید نگرانیهای اوباما از افزایش مشکلات؛
 
نگاهی بر مواضع دولت آمریکا در چند هفتهی اخیر حاکی از این بوده است که اوباما از هر رفتاری که منجر به افزایش چالشهای این کشور بشود، خودداری کرده است. خدشهدار شدن تحریمها، تخریب وجههی آمریکا، وخیمتر شدن اوضاع مالی و انتخابات ماه نوامبر از جمله نگرانیهای اوباماست که موجب کاستن تهدیدها از سوی این کشور شده است.
 
3.1) نگرانی از برچیده شدن تحریمها و تخریب وجههی آمریکا
 
«هیلاری کلینتون» وزیر امور خارجهی آمریکا در مصاحبهی خود با شبکهی خبری «ای.بی.سی» اعلام کرد که حملهی یک جانبهی اسراییل بر ضد ایران به نفع هیچ کس نیست. وی تأکید کرد که پیگیری رویکرد دیپلماتیک به نفع همه است.[6] از سوی دیگر به نظر می‌رسد در این راستا مقامهای دولت اوباما از جمله «لئون پانتا» وزیر دفاع آمریکا، با رسانهای کردن امکان استفادهی رژیم صهیونیستی از پایگاههای کشور آذربایجان برای حمله به ایران، عملاً امکان تحقق این امر راص از این رژیم گرفته است.
 
«گری سیک» عضو سابق شورای امنیت ملی آمریکا و استاد دانشگاه کلمبیا[7] در خصوص دلایل نگرانی آمریکا معتقد است: «این کار میتواند نظام تحریم که دولتهای اوباما و بوش بر ضد ایران تنظیم کردهاند را کاملاً منتفی کند و آمریکا را در چشم اکثر کشورهای جهان محور خشونت جلوه دهد.» وی میگوید: «آمریکا چه چراغ سبز حمله را (به اسراییل) نشان بدهد و چه نشان ندهد، همین که اکثر هواپیماها و بمبهای اسراییل، ساخت آمریکا هستند برای ایرانیها و سایرین کفایت میکند. تنها یک روز بعد از حمله، شورای امنیت سازمان ملل نشستی اضطراری خواهد داشت تا قطعنامهای در محکومیت حملهی اسراییل صادر کند. اگر آمریکا این قطعنامه را وتو کند، هیچ شبههای در این که آنها هم‌دست اسراییل هستند، باقی نمیماند.» وی ادامه میدهد که «مهمتر از همه این است که اروپاییها نیز از این قطعنامه حمایت خواهند کرد و این به منزلهی آغازی بر لغو تحریمهایی خواهد بود که آمریکا و اروپا به سختی طی سالیان گذشته بر سر آن ائتلاف کرده بودند.»[8]
 
3.2) نگرانی اوباما از کاهش شانس خود در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری آمریکا
 
از سوی دیگر، پایگاه اینترنتی «امریکن تینکر» می‌‌نویسد: «اگر اسراییل به ایران حمله کند، اوباما شانس پیروزی خود در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را از دست خواهد داد.» امریکن تینکر می‌نویسد: «مهم‌ترین پیامد حمله به ایران برای اوباما ناشی از بهای سیاسی است که او باید بپردازد؛ زیرا جنگ با ایران منجر خواهد شد که مردم آمریکا بار دیگر شاهد افزایش سریع بهای بنزین، بازگشت نظامیان کشته و زخمی شدهی خود از خاورمیانه، سقوط بازارهای مالی، اختلالهای اینترنتی ناشی از حملهی سایبری ایران باشند و (تمامی اینها در حالی اتفاق خواهد افتاد که) هیچ رییس‌جمهوری نمی‌تواند به لحاظ سیاسی از تمام این مجموعهی فجایع جان سالم به در ببرد.[9]
 
در همین راستا «اوباما» و «نتانیاهو» در جلسه‌ای در ماه مارس توافق کردند که حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران را تا فصل پاییز به تعویق اندازد. بر این اساس نتانیاهو قول داد که عملیات تهاجمی به ایران را تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا (که در ششم نوامبر برگزار میشود) به تأخیر اندازد.[10] در مجموع چالش­‌‌های قدرت سخت برای ایالات متحده، سیاست‌های این کشور را به بن‌بست رسانده است و ادامه‌ی تهدید‌ها و ... میتواند منجر به بالا‌رفتن هزینه‌­های این کشور شود.
  
ب) ترکیب قدرت سخت و نرم در چارچوب استراتژی قدرت هوشمند
 
1. تأکید بر تحریم و انتظار انفجار اجتماعی در ایران؛
 
با توجه به موارد یاد شده، دولت اوباما سعی دارد با افزایش توجهات خود به قدرت نرم، مسیر بهتری را پیش روی خود قرار دهد. بر این اساس با ترکیب «تحریم» به عنوان قدرت سخت و «تقویت ارتباط و نفوذ در میان مردم ایران» به عنوان قدرت نرم، امکان شکلگیری مرحلهی جدیدی از استراتژی قدرت هوشمند متصور خواهد بود. به عبارت بهتر، سیاست‌مداران آمریکایی معتقدند فشارهای ناشی از تحریم بر مردم ایران زمینهی تقابل آنها با حکومت را فراهم میکند. روزنامهی «واشنگتن پست» در مطلبی به نقل از یک مقام رسمی ارشد آمریکا -که خواست نامش فاش نشود- نوشت که هدف دولت اوباما در اعمال تحریمها بر ضد ایران، تضعیف نظام این کشور از راه تحریک و برانگیختن نارضایتی عمومی در ایران بوده است. این مقام ادامه داد که «هدف این تحریمها ایجاد نفرت و نارضایتی در خیابانهای ایران بوده است.»[11]
 
با ترکیب «تحریم» به عنوان قدرت سخت و «تقویت ارتباط و نفوذ در میان مردم ایران» به عنوان قدرت نرم، امکان شکلگیری مرحلهی جدیدی از استراتژی قدرت هوشمند متصور خواهد بود. به عبارت بهتر، سیاست‌مداران آمریکایی معتقدند فشارهای ناشی از تحریم بر مردم ایران زمینهی تقابل آنها با حکومت را فراهم میکند.
 
ژنرال «لئونید ایواشف» - رییس مرکز تحقیقات استراتژیک روسیه- می­گوید: «ایالات متحده امیدوار است که این اقدامها به انفجار اجتماعی منجر شود تا پس از آن آمریکاییها نه به عنوان تجاوزگر بلکه به عنوان نیروهای حافظ صلح وارد این کشور شوند.»[12] در واقع تأکید بر دیپلماسی و تحریم‌ها در دیدار اوباما و نتانیاهو نیز در این راستا قابل تحلیل است.[13]این مطالب از این جهت بیش‌تر نمایان می‌شود که فشارها بر ترکیه و چین موجب شده است که این کشورها نیز واردات نفت خود از ایران را کاهش دهند.[14] در نهایت به نظر می‌رسد هدف از تأکید و تقویت تحریم‌ها بر ضد ایران، ایجاد بستر مناسب برای بروز نارضایتی­ در خیابان‌­های ایران بوده؛ و به دنبال آن این مسأله به کارگیری دیپلماسی عمومی جهت تحریک افراد هم‌سو با آمریکا در ایران متصور می‌باشد که در ادامه بررسی خواهد شد.
 
2. دور جدید دیپلماسی عمومی آمریکا در قبال ایران؛
 
پس از چند ماه که دیپلماسی عمومی آمریکا در رکود قرار داشت، در هفتههای اخیر نشانههایی از دور جدید از این نوع دیپلماسی در قبال ایران به چشم میخورد که در ادامه بررسی خواهد شد.
 
2.1) انتصاب معاون جدید دیپلماسی عمومی وزارت امور خارجهی آمریکا؛
 
پس از گذشت حدود 11 ماه از استعفای «جودیت مک هیل» و پشت سر گذاشتن سردرگمی در انتخاب جایگزین، در نهایت «تارا ساننشاین» از 5 آوریل 2012م. مسؤولیت معاونت دیپلماسی عمومی وزارت امور خارجهی آمریکا را به عهده گرفت. در واقع روند رو به گسترش تهدیدها و توجه به قدرت سخت در ماههای قبل موجب بیثباتی و تأخیر در انتخاب جایگزین خانم مک هیل شده بود. به هر حال انتصاب خانم ساننشاین در اوضاع کنونی میتواند بیش از قبل ثبات و اثر بخشی را در فرآیند دیپلماسی عمومی آمریکا، ایجاد نماید.[15]
 
2.2) اعطای جایزهی اسکار بهترین فیلم خارجی به فیلم «جدایی نادر از سیمین»؛
 
فیلم «جدایی نادر از سیمین»، ساختهی «اصغر فرهادی» در ماه اسفند، عنوان بهترین فیلم خارجی جایزهی اسکار را از آن خود کرد. این برای دومین بار بود که فیلمی از ایران برای مرحلهی نهایی کسب جایزهی اسکار رقابت میکرد، ولی نخستین فیلمی است که این جایزه را دریافت میکند.[16] با توجه به تلاشهای غرب در تحریمها و به طور کلی انزوای ایران، اعطای جایزهی اسکار به این فیلم را می‌توان در راستای جلب نظر هنرمندان ایرانی که بخشی از دیپلماسی شهروندی ایالات متحده است، تلقی نمود. البته مرکز دیپلماسی عمومی دانشگاه «کالیفرنیای جنوبی» در مقالهای به قلم «جواد راد» نیز در همین راستا گفته است که ایرانیان به سختی میتوانند به قضاوت غرب برای اعطای چنین جایزهای اعتماد کنند، آن هم درست در زمانی که زندگی شخصیشان تحت تأثیر تحریمهای اقتصادی اعمال شده از سوی کشورهای غربی، دست خوش تحولاتی جدّی است.[17]
 
2.3) پیام نوروزی اوباما خطاب به ملت ایران؛
 
رییس جمهور آمریکا در پیامی به مردم ایران، نوروز 1390 را به آنها و تمامی کسانی که این عید را در آمریکا و سراسر جهان جشن میگیرند، تبریک گفت. اندیشکدهی «واشنگتن» در مقاله‌ای به بررسی پیام نوروزی رییس جمهور آمریکا پرداخته و می‌نویسد: «پیام نوروزی «باراک اوباما»، آشکارا نمایانگر تغییرات اخیر سیاست آمریکا در قبال ایران بود. واضح و مبرهن است که پیام امسال خطاب به مردم ایران بود تا به دولت. این در حالی است که پیام نوروزی سال 88 اوباما که اظهار کرده بود. «میخواهم با رهبران ایران صریح صحبت کنم.» با پیام امسال وی کاملاً مغایرت دارد. در واقع پیام سال 88 در خصوص دیپلماسی، تعهدها، احترام متقابل و روابط سازنده، بدون اشاره به موضوع حقوق بشر؛ و پیام سال 89 خطاب به رهبران و مردم و شامل موضوعات انرژی هستهای و حقوق بشر بود. اما پیام نورزوی سال 90 چندگام رو به جلو در تغییر سیاست اوباما بود که بدون کوچکترین اشارهای به رهبران ایران و یا بنبست هستهای، کاملاً بر «حقوق بشر» تمرکز داشت.»[18] 
 
2.4) تبریک نوروز از سوی کنگره طی حضور منافقین در کنگرهی آمریکا؛
 
به نوشتهی «فارین پالیسی»، حامیان سازمان مجاهدین خلق به مناسبت نوروز، مراسم ویژهای در سالن استماع کمیتهی امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا برگزار کردند. در اعلامیهی این ضیافت که در اتاق شمارهی (2172) ساختمان «ریبرن» (محل برگزاری تمامی نشستهای علنی کمیتهی امور خارجی مجلس نمایندگان) برگزار شد، آمده است: «در این ضیافت، اعضای کنگره برای شاد باش نوروز به مردم ایران و تأکید بر حقوق انسانی گروه اپوزیسیون اصلی ایرانی مستقر در اردوگاه اشرف و اردوگاه آزادی به آمریکاییان ایرانیتبار خواهند پیوست.»[19]
 
2.5) تصویب تشدید جنگ اطلاعاتی با ایران؛
 
در اواسط ماه مارس 2012م. مصوبهای جدید برای تشدید جنگ اطلاعاتی با ایران به تصویب رسید. در همین راستا، وزارت خزانهداری آمریکا به تازگی اطلاعاتی را در زمینهی اخذ مجوز و دستورالعملهایی برای آن چه حمایت بیشتر از جریان آزاد اطلاعات برای شهروندان ایرانی عنوان میکند، منتشر کرد. این قانون به آمریکاییها اجازه میدهد نرم افزارهای مسنجر، چت، ایمیل، شبکههای اجتماعی، سرویسهای به اشتراک گذاری عکس و فیلم و همچنین سرویسهای وبلاگ نویسی در اختیار ایرانیان بگذارند.[20]
 
2.6)جلسهی محرمانه برای تقویت نیروهای دموکرات در ایران؛
 
در 14 مارس در مؤسسهی واشنگتن، جلسهی محرمانهای برگزار شد که در آن اقدامهایی که دولت آمریکا میتواند برای تقویت نیروهای دموکراتیک در ایران انجام دهد، مطرح و مورد بررسی قرار داده شد.[21]
 
2.7) کنفرانس واشنگتن؛
 
کنفرانس «گذار به دموکراسی» یکی از برنامههای میز ایران در سازمان «سیا» میباشد که هدف از آن گرد هم آوردن فرقه‌ها، طیف‌ها و گروهک‌های مختلف برانداز و محارب و ایجاد همگرایی عملیاتی میان آنهاست. کنفرانس واشنگتن در همین چارچوب روزهای هفتم و هشتم آوریل، شنبه و یکشنبه (20ـ 19 فروردین 1391 خورشیدی) در «جرمن تاون» این شهر برگزار شد. البته هر چند از این کنفرانس استقبال چندانی نشد اما از جمله افراد دعوت شده میتوان از «عطاالله مهاجرانی»، «عبدالکریم سروش»، «محسن کدیور»، «محسن سازگارا»، «شیرین عبادی»، «حسین باستانی» و «علیرضا نوریزاده» گرفته تا نمایندگان گروههای محارب و تروریستی منافقین، کوموله، احزاب منحلهی دموکرات و نهضت آزادی، نمایندهی «رضا پهلوی» و سخنگوی جامعهی جهانی بهاییان را میتوان، نام برد.[22]
 
در نهایت نزدیک به 50 نفر از فعالان سیاسی مخالف جمهوری اسلامی در این کنفرانس 2 روزه به گفتوگو دربارهی راههای عملی گذار به دموکراسی، انتخابات آزاد، پارلمان در تبعید دیجیتالی و طرحهای براندازی نظام گفتوگو کردند.[23] اگر در کنار موارد یاد شده تلاش ماهواره‌های غربی در زمینهی القای قحطی در ایران را که پیش از آغاز سال جدید تشدید شده بود، در نظر بگیریم، میتوان گفت که دور جدیدی از دیپلماسی عمومی آمریکا در قبال ایران شکل گرفته است.
 
سخن آخر
 
همان‌طور که در بالا ذکر شد، ایالات متحده در حال حاضر به دلیل  محدودیت‌هایش، امکان تشدید قدرت سخت خود را در قبال ایران ندارد. از این رو از چند هفتهی­ گذشته شاهد افزایش توجهات این کشور به وجه نرم قدرت هوشمند بودهایم. به عبارت بهتر به نظر میرسد ایالات متحده از یک سو با تداوم تحریم‌ها و از سوی دیگر با تقویت دیپلماسی عمومی میخواهد دولت ایران را تحت تأثیر قرار دهد. 
 
البته لازم به ذکر است که این نوع تلاش­ ایالات متحده 3 سال قبل نیز در جریان انتخابات ریاست جمهوری انجام شد، اما در سال پیش رو با توجه به تورم و اجرای هدفمندی یارانه‌ها، امکان استفاده از این موارد بیش‌تر متصور خواهد بود. اما همان طوری که مقام معظم رهبری نیز در نام‌گذاری سال جاری به آن اشاره نمودند، به نظر می‌رسد تقویت تولید ملی می‌تواند چالش‌­های اقتصادی را مرتفع و به دنبال آن بستر اقدامهای ایالات متحده را در حوزهی دیپلماسی عمومی از بین ببرد. در نهایت این که علاوه بر تلاش در زمینه‌های اقتصادی، با توجه به ماهیت سیاسی-امنیتی موارد مطرح شده، نهادهای مرتبط با این حوزه نیز طرف دیگر این مسأله خواهند بود.(*)
  
پی‌نوشت‌ها‌:
 
1- بنا به اعلام سایت این بنیاد «مأموریت بنیاد جیمز تاون، اطلاع رسانی و آموزش تصمیم سازان و سیاست‌مداران در مورد رویدادها و روندها در آن دسته از جوامعی که علاوه بر تهدید امنیت ملی آمریکا، اهمیت استراتژیک و یا تاکتیکی بالایی برای ایالات متحده دارند و اغلب دسترسی به چنین اطلاعاتی را از خود، محدود کردهاند. این بنیاد واقع در واشنگتن دی سی بوده و در حال حاضر تمرکز اصلی فعالیتهای آن بر روی مسائل چین، اوراسیا، روسیه و تروریسم جهانی است.



طبقه بندی: مقالات، 
ارسال توسط محمد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
در خودسازی برای ظهور چه كار كرده اید؟







پیوند های روزانه
مترجم سایت
امکانات جانبی
لینك ها
abzarak.com

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

کلیپ موبایل

دانلود فیلم

نرم افزار موبایل

قائم پرس