تبلیغات
| پایگاه مهدویت و دشمن شناسی | .:.ظهور نزدیك است.:.

بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1 آبان 1390

آیا در این نظام اسلامی ما، هیچ اشكال و ایرادی وجود ندارد كه آن را اسلامی و منسوب به اسلام می دانیم؟!
آیا با وجود این همه نارسایی از قبیل كم كاری ها، تبعیض و احیاناً بی عدالتی ها، رشوه و بی لیاقتی برخی مسئولان خرد و كلان، پارتی بازی ها و رانت خواری ها و ... باز هم این نظام را علوی و اسلامی باید دانست؟ آیا باز هم باید گفت كه حكومت عدل است؟ چگونه ممكن است چنین حكومتی را گر چه خدماتی داشته و كم هم نبوده، اما به اسلام و علی (علیه السلام) نسبت داد؟
برای روشن شدن این مطلب، بررسی حكومت چهار سال و هشت ماهه علوی كه به عنوان معیار و مقیاس انقلاب ما قرار می گیرد، لازم است.
آیا واقعاً در هیچ گوشه ای از نظام علوی، اشكال و ایراد وجود نداشت؟ آیا حكومت علوی عدل بود؟!
مگر نه این است كه در حكومت عدل لازم است كه تمامی دست اندركاران، افرادی عادل، پاك و كارآمد باشند؟ آیا در حكومت علی(ع) این چنین بود؟ آیا همه عمار و مالك بودند؟ مگر بعضاً افراد پاك اما ناتوان و توانمندان، اما ناپاك وجود نداشتند؟ مگر جوان پاك و محرم اسرار علی(ع) به نام «كمیل بن زیاد» را حضرت مسئولیت نداد و علی رغم تأمین امكانات جنگی، توان مقابله با غائله معاویه را ندارد و مگر «محمدبن ابی بكر» فرزند خوانده مولا را به ولایت مصر نمی گمارد، اما پس از چندی ناتوانی او در اداره كشور مصر محرز شده و حضرت در عین محبت به او اما عزلش كرد. از سوی دیگر، مگر والیانی نیستند كه مورد توبیخ قرار می گیرند؟ مگر در استانداری بزرگ بصره، آن زمان كه شامل كرمان و اهواز نیز می شد، زیاد ابن ابیه، معاون استانداری ابن عباس، دست به اختلاس نمی زند، اما فقط مورد توبیخ كتبی حضرت (بدون عزل از مقام) واقع می شود و شاید گروهی خود علی(ع) را هم در این اختلاس سهیم می دانستند (العیاذ بالله). مگر در حوزه اقتصاد، فقر و مشكلات و نارسایی ها وجود نداشت؟
نقل شده كه امیرالمومنین(ع) در محلی عبور می كرد، زنی با كوله باری را دید كه بر علی(ع) اعتراض دارد. حضرت فرمود چرا از علی نگرانی؟ گفت همسرم را به جبهه برده و كشته شده با داشتن چند فرزند یتیم و فقر چگونه زندگی كنم؟ حضرت فرمود چه كمكی می توانم به تو داشته باشم؟ گفت اگر این كوله بار مرا بگیری كه مقداری آرد تهیه كرده ام برای فرزندانم، تشكر می كنم. حضرت بار او را به دوش گرفت تا درب منزل آن زن آورد، زن گفت اگر بچه هایم را آرام كنی تا مقداری نان تهیه كنم خدا تو را خیر دهد. حضرت پذیرفت. در این بین، زن همسایه وارد منزل شد و به حضرت به عنوان امیرالمومنین سلام كرد. در این وقت بود كه آن خانم حضرت را شناخت و به شدت نگران شد كه من چگونه نشناختم و جسارت آمیز به امیرالمومنین پرخاش می كردم. شروع به عذرخواهی كرد، اما حضرت فرمود نگران نباش، تو درد داری، اما من چه كنم؟ آیا توانسته ام و نكردم؟ در هر حال می بینید كه یك خانواده شهید در حكومت حضرت دارای گرفتاری های اولیه است، اما آنگاه كه دست رهبری بسته است و امكان حل كردن ندارد، چه كند؟
آیا در حوزه مسائل نظامی و لشكری مشكل در حكومت علوی نبود؟ كارنامه جنگ صفین گویای نابسامانی در امر فرماندهی لشكر حكومت اسلامی نیست؟ نافرمانی لشكر از فرماندهی علی(ع) و تنها ماندن افرادی چون عمار و مالك و گروه قلیلی، حاكی از جهل و نابخردی و ساده لوحی سپاهیان به اصطلاح تحت فرمان علی(ع) نیست؟ جریان تحمیلی حكمیت و بالاخره فرستادن نماینده تحمیلی به نام ابوموسی اشعری، همه و همه اینها حاكی از فروپاشی قدرت علوی در درون دستگاه لشكری و كشوری نیست؟
اگر غیر از این است پس چرا فرمود «لا امر لمن لایطاع»؟ پس چرا از تنهایی و غربت و مظلومیت می گوید؟ پس چرا از خدای خود مرگش را از دست كارگزاران حكومتش می طلبد؟ پس چرا بر اینگونه عملكردها اعتراض دارد؟
پیدایش خط سوم سیاسی با شعار نه اسلام علوی و نه اسلام اموی یعنی نه علی(ع) باشد و نه معاویه، پایه گذار اندیشه سومی است تحت عنوان نهضت خوارج نهروان برای به اصطلاح نجات اسلام و مسلمین كه از درون حكومت علوی سر می زند، معلول چیست؟ اینها گوشه ای است از مسائلی كه در نظام علوی گذشته است. آیا چنین حكومت و دستگاه اجرایی، حكومت عدل است؟! اگر حكومت عدل است، پس چرا اولین معترض بر آن خود مولا امیرالمومنین(ع) است؟
اكنون سوال این است كه اگر ما در زمان حكومت كوتاه مدت حضرتش بودیم، چه موضعی داشتیم؟
آیا به دلیل وجود چنین مشكلات و نارسایی ها، جزء معترضان و فریادگران بودیم؟ آیا جزء پرخاشگران بر نظام علوی به نام دفاع از حق و اسلامیت بودیم؟ یا جزء حاشیه نشینان و بی تفاوتانی كه با سكوت شان اعتراض داشتند؟ یا جزء براندازان نظام علوی از جنس نهروانیان خروج كرده علیه نظام علوی؟ مگر منطق مخالفان علی(ع) جز همین دستاویزها بود؟ مگر دلیل مخالفان دیروز و حتی مخالفان امروز كه ناجوانمردانه امیرالمومنین(ع) را محاكمه كرده و برناتوانی مدیریت سیاسی او قلم می زنند غیر از اینها است؟
آیا هر روز به بهانه این واقعیت های تلخ، بر علی(ع) می تاختیم و او را مسئول دانسته و مجرم می پنداشتیم؟ یا عمارگونه و مالك وار دور شمع وجود علی (ع) می چرخیدیم و در عین آگاهی و بصیرت كامل، ولی با دلی پر خون از نارسایی ها و نفاق ها و سوزان از نگرانی ها، اما با تشخیص درست و صحیح خطا و ثواب و درك واقعی از مسائل، حضرتش را تنها نمی گذاشتیم؟!
دوران 25 ساله بعد از رحلت پیامبر اكرم(ص) چگونه گذشت؟ مگر حق مسلم خلافت حضرت غصب نشده بود؟ مگر مورد اهانت و جسارت واقع نشده بود؟ مگر فاطمه زهرا(س) در دفاع از ولایت آنگونه مورد ستم واقع نشده بود؟ اما آیا امیرالمومنین(ع) به بهانه دفاع از حق مسلم خود كه خدا برای او مقرر فرموده بود، دست به آشوب خیابانی زد؟ مگر نه این است كه حتی در جنگ هایی كه توسط خلفا انجام می گرفت، همكاری سازنده در ارائه طریق داشت و این فتوحات كه به نام آنان ثبت می شد از آن علی(ع) بود. مگر فرزندان ارجمندش، حسن و حسین (علیهما السلام) را در جنگ ها نمی فرستاد؟ آیا تمامی اینها جز این است كه به اصل اسلام می اندیشید و لو به قیمت از بین رفتن حقوق مسلمش بشود؟ آیا این گونه مواضع در قبل از خلافت و پس از آن، حجت بالغه بر پیروان او نیست؟
اما امروز... وظیفه چیست؟ مگر رهبری نظام ولی فقیه عادل كه در حقیقت حاكمیت فقه و عدالت است، خارج از كینه توزی ها و عصبیت ها رهبری موفق نیست؟ مگر صاحب منصبان سیاسی برجسته دنیا پس از ملاقات با ایشان به تمجید سخن نمی گویند؟ آیا انصاف است كه تا در منصب قدرت قرار داریم، از این جایگاه تعریف كنیم و اگر قدرت از دست مان رفت، فریاد و اعتراض و ایراد داشته باشیم؟
بله مشكلات وجود دارد. سخن این است كه مگر از این دست مشكلات، در زمان حكومت علوی نبود؟ راستی اگر ما در آن زمان بودیم، چه می كردیم؟ نگوییم ای كاش من در زمان امیرالمومنین(ع) بودم و چنین و چنان می كردم و «یا لیتنی كنت معك» سر دهیم. البته نمی خواهم از دستگاه اجرایی یك كابوس وحشتناك بسازم نه. بسیاری از مسئولان نظام ما به مراتب از برخی از افراد حكومت امیرالمومنین برترند.
سپاه ما، ارتش ما، دولت ما اصلاً با اشعث ها و ابوموسی ها و امثال آن قابل مقایسه نیستند. غرضم این است كه آیا شایسته است كه به صرف وجود اشكالات و ایراداتی، فریاد اعتراض سر دهیم؟ یا با دلسوزی و همدلی و مهرورزی گوشه كار را به قدر توان گرفته و در قافله گمنامان حامی ولایت علوی ایفای نقش بندگی كنیم؟ گرچه معتقد باشیم برخی از كارها خلاف است، اما آیا تشخیص ما برتر از امیرالمومنین(ع) است؟ و آیا ما دلسوزتر از حضرتش به اسلام و مسلمین هستیم؟
این نكته درحقیقت تشیع و شیعه بودن مهم است كه اولاً بتوانیم در موضعی درست درك وظیفه قرار گیریم، آنگونه كه معصومین (علیهم السلام) تشخیص می دادند و ثانیاً در شیوع آن تلاش كنیم تا شیعه باشیم.
امیرالمومنین(ع) با سكوت و نوعی همكاری اش در قبل از به خلافت رسیدن، جلو شادی كسانی را گرفت كه منتظر حضور تند و خشن حضرت برای احقاق حقش بودند كه با این كار فاتحه اسلام خوانده شود، اما این كار را نكرد. وظیفه امروز ما چیست؟ جز این است كه تاریخ را به دقت مطالعه كنیم و هویت و جایگاه خود را در گذشته زمان بیابیم؟
با فریادگری و خشونت علیه نظام اسلامی چه كسانی را شاد می كنیم؟ چگونه باعث ناامیدی محرومان زیر ستم ستمگران می شویم و چگونه زبان ستم و ستمگری را باز می كنیم.
متن سخنرانی مرحوم مهندسی در رایزنی فرهنگی ایران در پاریس
(13/6/89)



طبقه بندی: مقالات، 
ارسال توسط محمد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
در خودسازی برای ظهور چه كار كرده اید؟







پیوند های روزانه
مترجم سایت
امکانات جانبی
لینك ها
abzarak.com

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

کلیپ موبایل

دانلود فیلم

نرم افزار موبایل

قائم پرس