تبلیغات
| پایگاه مهدویت و دشمن شناسی | .:.ظهور نزدیك است.:.

بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 9 شهریور 1390

كلاس درس كنترل بود. جناب استاد چند دقیقه ای بود كه موضوع درس را وانهاده بود و از جایگاه تكنولوژی در جهان امروز سخن می گفت. از تلسكوپ باقطر 10 متر امریكایی گفت كه بزرگترین تلسكوپ جهان است و تلسكوپهای 5 متری و بیشتر هند و چین كه به زودی ساخته می شوند. می گفت امروز داشتن یك تلسكوپ از نان شب واجبتر است و از طرح شروع به ساخت تلسكوپ 3 متری ایرانی گفت. همینطور از شتاب دهنده ی غول آسای اروپا كه زیر 3 كشور اروپایی ساخته شده گفت و اینكه یكی از چیزهای دیگری كه از نان شب واجبتر است شتاب دهنده ای در منطقه است كه به صورت كنسرسیومی از چند كشور من جمله ایران در اردن ساخته خواهد شد.....
پس از كلاس همینطور كه به سمت اتاقش می رفت از او علت رقابت فضایی دهه ی 60 بین امریكا و شوروی بر سر سفر به ماه را پرسیدم. در جوابم گفت كه در آن سالها صنایع امریكا دچار ركود تكنیكی شده بودند. دولت ایالات متحده با مطرح كردن آرمان سفر به ماه باعث شد كه مجموعه صنایع امریكایی در یك زنجیره ی به هم پیوسته از لحاظ تكنولوژیكی یك سطح ارتقا یابند. از این راه برای پرتاب موشكی حامل انسان به ماه تمام صنایع الكترونیكی، مكانیكی، پزشكی، متالورژی، كامپیوتری، نرم افزاری و... آنها دچار جهشی در فناوری می گشتند و با ارتقا این مجموعه اقتصاد، نیروی انسانی و اعتبار امریكا هم یك پله بالاتر می رفت. می گفت نشانه ی آن اینست كه در 30 سال گذشته سفر به ماه دیگر مطرح نشد و اضافه كرد كه در حال حاضر ناسا تمام پروژه های خود را غیر از پروژه ی سفر به مریخ تعطیل كرده است چرا كه سفر به مریخ سطح بالاتری از تكنولوژی را می طلبد و به این ترتیب دوباره چرخه ی صنایع و اقتصاد امریكا با این هدف جدید فعال می شود..

...

در اندیشه مدرن، پس از حذف خدا از اندیشه ها و قرار دادن انسان در جایگاه خدایی و شكل گرفتن تمدن بر اساس اندیشه انسان محوری، جهان آخرت و قیامت نیز از دایره ی موضوعات فكری خارج می گردد و همه چیز در «این دنیا» خلاصه می شود. اهداف و غایاتی كه به این ترتیب بر انسان مترتب می گردد آرمانهایی لاجرم این دنیایی خواهند بود، و از آنجا كه انسان موجودی نامتناهی است و محدودیت را برنمی تابد غایت خویش را هم عنصری بی انتها بر می گزیند: «قدرت»

و این راز پیشرفت و ترقی تمدن امروز غرب است. ندای بیرونی قدرت كه با ندای درونی آن كه از نفس اماره بر می خیزد هماهنگ می شود قابلیت آنرا دارد كه شریعتی نو بنیان گذارد. آیینی جدید كه همه چیز در آن در یك كلمه خلاصه می شود: «قدرت» با توجه به هماهنگی فوق العاده ی این آرمان با ساختار درونی وجود انسان، سیاستگذاری در اندیشه لیبرالی برعكس مشابه سوسیالیستی به شكست نمی انجامد بلكه اژدهایی می آفریند كه روز به روز فربه تر و قدرتمندتر می شود: عطش قدرت... نظامهای متناسب با این جهان بینی هم خیلی سریع توسعه می یابند: اقتصاد آزاد بر اساس منفعت شخصی، آزادی همه ی غرایز تا جاییكه متعرض غرایز دیگران نشود، و تكنولوژی... همان چیزی كه می خواهم كمی ماهیتش را مورد كنكاش قرار دهم.

در هر عصری، بنا به شرایط آن دوران، قدرت مظاهر مختلفی دارد. مظهر قدرت یك تمدن در عصر پیش از اسلام بناهای بزرگ و باشكوه بود. تمدنهای مختلف در رقابتی آشكار سعی می كردند تا باساختن بناهایی بزرگتر و باشكوهتر و نشان دادن آن به سفرای كشورهای دیگر قدرت تمدن خویش را به رخ دیگران بكشانند. تخت جمشید و اهرام مصر و بناهای مشابهی كه در روم باستان، چین و امریكای قدیم وجود دارد همگی نشان از رقابت قدرت در قالب مظهر اصلی آن یعنی بناهای باشكوه دارد. در عصر ما، بناهای عظیم دیگر مظهر قدرت نیستند، اما جای خود را به چیز دیگری داده اند. در جهان امروز، مظهر قدرت چیزی جز «تكنولوژی» نیست.

چندی پیش یكی از فیلمهای سینمایی كه از تلویزیون پخش می شود، توجهم را جلب كرد. فیلم، دنیای 50 سال بعد را تصویر می كرد. آنچه فیلمساز سعی داشت به عنوان شاكله اصلی جهان سال 2060 در جای جای فیلم نمایش دهد پیشرفت فوق العاده ی تكنولوژی بود. اتومبیلهایی كه روی هوا پرواز می كردند، انسانهایی با قابلیتهای فوق العاده ژنتیكی، لباسهایی با امكانات عجیب و صحنه های متعددی كه از محاسبات یك كامپیوتر شخصی و نمودارهای آن كه در كنار تایپ سریع و صحبتهای علمی پیچیده ی فردی كه پشت آن نشسته بود، همگی بیننده را در طلب سرزمینی خیالی از تكنولوژی های پیچیده و پیشرفته غرق می كرد. صحنه هایی كه مشابه آن در فیلمهای بسیاری (از ماتریكس گرفته تا هالك) دیده می شود. تمامی اینها تأثیری ناخودآگاه بر بیننده می گذارد: «تكنولوژی نهایت آرمانهای انسانی است و صاحبان تكنولوژی حكمرانان آینده كره زمین خواهند بود.» همین امر باعث شده است كه مواردی نظیر «تكنولوژی غنی سازی سوخت هسته ای» ، «پرتاب موشك به فضا» ، «سلولهای بنیادی»، «تكنولوژی نانو»، «پلیمرهای هوشمند»، «باتریهای خورشیدی» و... چنان اهمیتی می یابند كه دست یافتن كشورها به هر یك از این تكنولوژیها زنگ خطری را برای كشورهای مدعی قدرت به صدا در می آورد. جنجالهای تبلیغاتی ایالات متحده در 5 سال گذشته كه برای جلوگیری از حركت جمهوری اسلامی ایران به سمت دستیابی به فناوری غنی سازی سوخت هسته ای و پیشنهادهای متعدد آنها برای اینكه خود این سوخت را تامین كنند یا غنی سازی در خاك روسیه انجام شود، و همینطور تاكیدات مكرر مقام معظم رهبری بر حركت علمی ایران و تولید علم و تكنولوژی در داخل، همگی نشان از اهمیت فوق تصور تكنولوژی در ساختار قدرت امروز جهان دارد.

آنچه ما امروز پیرامون خود می بینیم تبلیغات گسترده ایست كه 2 ركن اساسی دارند: یكی تثبیت تكنولوژی به عنوان موجودی بسیار حیاتی كه معیار و مظهر قدرت است و زندگی بدون آن بی معنیست و دستیابی به آن «از نان شب واجبتر است» و دوم معرفی دولتها و صنایع غربی به عنوان صاحبان انحصاری و پیشگامان تكنولوژیهای پیشرفته. تبلیغات بی وقفه ی ركن دوم در فیلمها و بازیهای كامپیوتری و تلویزیونها گاهی چنان از حد می گذرد كه بیشتر به سایه ای خیالی تشابه می یابد كه فقط به درد ترساندن كودكان می خورد. اما آنچه موضوع اصلی این مقاله خواهد بود نه ركن دوم بلكه ركن اول تبلیغات است.

مردمان امروز دنیا، بالاخص آنهایی كه كمتر از 60 سال سن دارند اكثراً در یك سیستم آموزشی مشابه تربیت گشته اند. سیستم آموزشی كه با خواندن و نوشتن یعنی 2 كتاب فارسی و ریاضی آغاز می شود و در عرض چند سال دانش آموز به این خو می گیرد كه هر هفته 4 زنگ ریاضی و 3 زنگ علوم داشته باشد و مثلاً 1 زنگ تاریخ یا نصف زنگ انشا. این روند بسیار ظریف و حساب شده ذهن دانش آموز را با خود همراه می كند تا جاییكه این دانش آموز خود بدون اینكه كسی به او چیزی بگوید كلاسهای تاریخ و جغرافیا و ادبیات را چرت می زند یا جیم می زند ولی كلاسهای ریاضی و علوم را (حتی علی رغم میل خود) با دقت دنبال می كند. زمانی هم كه به سن انتخاب رشته می رسد علوم تجربی و فیزیك و ریاضیاتا چنان اهمیتی در اندیشه او یافته اند كه انتخاب رشته ی هنر یا انسانی به ذهنش هم خطور نمی كند. این روند در كشورهای مختلف مشابه است و قرار دادن 1 زنگ دین و زندگی یا بینش اسلامی یا آیین زندگی تفاوتی در روند آن ایجاد نمی كند. در این سیستم آموزشی مدام تكرار می شود كه ضریب درسهای تخصصی 3 برابر درسهای عمومی است. و این در ذهن من شنونده یعنی اینكه ریاضی و فیزیك و شیمی ارزشی 3 برابر ادبیات و بینش و عربی و زبان دارند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بهترین رتبه های ما و نخبگان برتر ما افتخار می یابند كه در یك دانشگاه «صنعتی» (university of technology) در یك رشته ی فنی مثل مهندسی برق یا مكانیك تحصیل كنند. دانشگاه و رشته ای كه تمام صحبتها در آن موضوعی با نام «تكنولوژی» دارند. دانشگاهی كه تو از آن «مهندس» فارغ التحصیل خواهی شد. مهندس، یعنی كسی كه شغلش سروكار داشتن با تكنولوژی است: طراحی، ساخت، توسعه یا تعمیر و نگهداریِ «تكنولوژی» دانشگاهی كه مترقی ترین دغدغه های دلسوزترین افراد آن تنها یك چیز است: «چگونه سطح تكنولوژی علمی و صنعتی را در كشورمان ارتقا دهیم؟»

اما در این میان جای یك پرسش بسیار خالی است: تكنولوژی ذاتاً و ماهیتاً چیست؟ ارزش تكنولوژی در چیست كه پتانسیل اینرا به آن داده است كه به عنوان مظهر قدرت در جهان امروز مطرح شود؟ آیا تكنولوژی آن همه قدر و ارزش دارد كه تصاحب آن ما را به سعادتمندترین و مترقی ترین مردم جهان تبدیل كند؟ آیا واقعاً مدینه ی فاضله ی انسانها، دنیایی لبریز از تكنولوژیهای پیشرفته است كه تمامی جزئیات زندگی انسان را متأثر كرده باشد؟


لازم است كمی در ماهیت تكنولوژی تأمل كنیم.

تكنولوژی چه حوزه هایی را در برمی گیرد؟ كمی تأمل لازم است. محصولات تكنولوژی، اعم از آنهایی كه ما روزانه با آنها سروكار داریم مثل خودرو، سیستمهای تهویه(كولر و شوفاژ)، لامپ، تلفن، كامپیوتر، ماشین لباسشویی و ظرفشویی، اجاق گاز، اتو، مایكروفر، جاروبرقی، سشوار، تلویزیون، دوربین، تلفن همراه، اینترنت و... و آنهایی كه مستقیماً ما با آنها سروكار نداریم مثل ماشین آلات و تجهیزات ریخته گری، تراش، ذوب آهن، استخراج نفت، نیروگاههای تولید برق، شبكه های انتقال آب و برق و فاضلاب، حمل و نقل دریایی و هوایی و زمینی(كشتی و هواپیما و قطار و مترو و ...) همگی در یك نقطه با هم مشتركند. تكنولوژی تنها و تنها به یك منظور بوجود آمده است و پس از آن اینچنین پیچیدگی یافته و وسعت پیدا كرده كه دیگر نمی توان كلیت آنرا درك كرد.

تكنولوژی تنها برای «تسهیل امور روزانه ی انسان» بوجود آمده است. تنها حوزه ای كه تكنولوژی با آن درگیر است «روزمرگیهای زندگی انسان» است نه چیزی بیشتر!

شاید در نظر اول این سخن بسیار گزاف به نظر برسد اما تحقیق آن خیلی سخت نیست. كافیست به روند تكامل تكنولوژی و علوم مرتبط با‌ آن نظری بیفكنیم.
یك مثال می زنیم:

سالها قبل انسان برای حركت از نقطه ای به نقطه ی دیگر جز پای خود چیز دیگری نداشت. بعد از مدتی به این نتیجه رسید كه بعضی از حیوانات قابل اهلی شدن و استفاده برای حركت و حمل بار هستند. بعد از مدتی كه یك نفر سوار حیوانی چون اسب می شد این روش توسعه یافت و اتاقكی به یكی دو حیوان متصل شد كه روی چرخ حركت می كرد. همزمان با بوجود آمدن این گاریها، نیاز به مشاغلی چون نجاری، آهنگری، تجارت و ... بوجود آمد و به تدریج با توسعه ی گاریها این صنایع وابسته نیز گسترش می یافتند. خود این صنایع هم برای تامین نیازهای خود به صنایع پشتیبانی دیگری نیاز داشتند. مثلاً نجار نیاز به ابزار داشت كه آنرا از آهنگر می خرید. آهنگر خود نیاز به فلز دارد. آهن از معدن می آید. معدن حفار و كارگر و تكنولوژی خاص خود را می طلبد و ... این روند سالها ادامه می یابد... تبدیل انرژی حرارتی به حركت در ماشین بخار نقطه عطفی در روند تكنولوژی دنیا بوجود می آورد. با پیشرفت صنایع به تدریج مشاغل تخصصی تر می شوند و صنایع پشتیبانی خود را نشان می دهند. دانشگاه هایی برای آموزش این مهارتها نیز بوجود می آید، بازارهایی برای مبادله این كالاها توسعه می یابند و ...

اما دوباره به اینر وند نگاهی می اندازیم. نقطه ی شروع چیزی جز تسهیل یك عمل ساده ی انسانی نیست: حركت از جایی به جای دیگر. به همین ترتیب نیاز انسان به خوردن توسعه یافته و صنایع عظیم غذایی را بوجود آورده است. اجاق گاز و مایروكوفر و رستورانهای بزرگ را خلق كرده است. ماشینهای مكانیزه برای كاشت و برداشت محصول در مزارع، گلخانه های بزرگ و ... همه از یك چیز برمی آیند: خوردن. همینطور است در مورد بقیه نیازهای آدمی، از پناه خواستن در برابر گرما و سرما گرفته تا زدن ریش یا استراحت یا سرگرم شدن و ...

امروز كودكی كه به دنیا می آید با یك شبكه ی عظیم به هم گسترده ی تكنولوژیك مواجه می شود كه تسلط به كلیت آن بسیار صعب و مشكل است به خصوص كه این موجود هزار دست روز به روز دستان خویش را بیشتر در جزئیات زندگی آدمی می گسترد و حتی نسبت به خصوصی ترین قسمتهای حیات آدمی نیز بی تفاوت نیست. این كودك در یك بستر پرشاخ و برگ تكنولوژیك بزرگ می شود و از طریق آن تغذیه می كند و نیازهایش را برآورده می كند اما هیچوقت قادر نیست نسبت به كلیت موحودیت این سیستم بزرگ پرسشی كند یا اطلاعی كسب كند. به تدریج او نیز به عنوان یكی از پیچ و مهره های این مجموعه مستحیل می شود و غایت اختیار خویش را در عمل به وظیفه ی تعریف شده ی خویش (به عنوان یك تاجر، كارمند، استاد دانشگاه یا مهندس) می یابد و هرچیزی را كه در تعارض با این سیستم باشد دشمن خویش خواهد دانست. {این بخشهای نوشته ام به نحو عجیبی به فیلم ماتریكس شباهت یافت، هرچند شخصاً هیچ تأملی در محتوای آن فیلم و منظور كارگردانان آن نكرده ام.}

با این اوصاف تكنولوژی با همه ی عظمت و زرق و برقش تنها یك محور اصلی دارد: برآوردن نیازهای بدوی انسان. تكنولوژی حركت انسان را از جایی به جای دیگر تسهیل و تسریع می كند اما در مورد اینكه به كجا باید رفت چیزی نمی گوید. تكنولوژی خورد و خوراك و پوشاك انسان را تأمین می كند اما در مورد اینكه انسان بعد از بدست آوردن انرژی و مواد مورد نیازش از غذا و دفع خستگیش با خواب و پوشاندن خود با لباس چه باید بكند چیزی نمی گوید. تكنولوژی تنها انسان را به لبه های كمال یك «حیوان» می برد و در آنجا او را رها می كند. تكنولوژی یك دور باطل حیوانی است:‌ تكنولوژی نیازهای حیوانی و غریزی مرا تأمین می كند و من تكنولوژی را ارتقا می دهم. تكنولوژی نیازهای حیوانی ...

خیلی عجیب است. نه؟

امروز شاید 90 درصد (و شاید هم بیشتر) از مردم دنیا مشغول به عمل به وظیفه شان در این دور حیوانی هستند. دوری كه تنها یك چیز را بر آورده می كند: خواهشهای پست نفسانی را. هر دور كه طی می شود انسان یك پله از انسانیت خویش سقوط می كند. سقوطی بی انتها كه از رنسانس آغاز شد. از آنروزی كه بشر دنیای غرب خدا و كلیسا را حذف كرد. از آنروز غفلت و تاریكی است كه هر روز بر لایه های تیره اش می افزاید... این همان پاسخ پرسش ماست. علت آنكه اینچنین امروز تكنولوژی اجر و قرب یافته است و مظهر قدرت تلقی می شود چیزی جز این نیست كه انسان تمام مطلوبات و آرزوهای خویش را در این دنیا می جوید و چون خدا و به دنبال آن آخرت از معادلات او حذف گردد، نفس و حیوانیت جایگزین آن می گردد و در این حال پر بیراه نخواهد بود كه تكنولوژی به عنوان موجودی كه كمك بسیار زیادی به او می كند تا امیال پست حیوانی اش را ارضا كند اینچنین محبوب و پرقدر خواهد گشت.

...

پدرم می گفت ما بچه كه بودیم تابستان هر روز كاری بود كه باید انجام می دادیم. زنان فامیل دور هم جمع می شدند و ما بچه ها هم كمكشان می كردیم. چند روز رب درست می كردیم. چند روز ترشی بود بعدش نوبت مربا یك مدتی شیرینی باز چند روز باید گوشت قورمه را برای مصرف زمستان آماده می كردیم. آب لوله كشی هم نبود. نان را هر خانه خودش می پخت. همینطور ماست و دوغ و ...

داستان متعلق به حدود 50 سال پیش است. همین سر عیدی كه خودم مجبور شدم در امر مبارك خانه تكانی، آنهم به معیت جاروبرقی پاناسونیك و شیشه پاك كن گلرنگ و ... یك هفته ای همه ی اهل خانه درگیر بودند و جزد نظافت كار دیگری نمی كردند. 50 سال پیش همه ی مایحتاج اولیه با زحمت و زمان زیاد بدست می آمد. آب از سرچشمه و آب انبار، حمام عمومی بود. غذاها در نبود یخچال باید یا از زمستان تهیه می شدند یا همان موقع خریداری می شدند. پخت و پز بسیار دشوار بود. زمستانها از سرما همه باید كنار كرسی جمع می شدند. تازه اگر امرار معاش خانه از گاو و گوسفند و باغ و مزرعه باشد كه خودش همه ی وقت تو را خواهد گرفت. مغازه به شكل امروزی اش نبود. شبها روشنایی وجود نداشت و همه باید می خوابیدند...

با تقریب خوبی می توان گفت تا 50 سال پیش در ایران عمر اكثر قریب به اتفاق مردم در امور روزمره كه هدفی جز برآوردن نیازهای بدوی انسان نداشتند تلف می شد. نگاهی به تاریخ كافی است تا بفهمیم كه تنها عده ی معدودی كه توانسته بودند خود را از قید و بند این همه گرفتاریهای جزئی و دست و پاگیر آزاد كنند نامشان را در تاریخ جاودانه كردند. شعرا، علما و عرفایی كه در این دنیای بی مقدار در جستجوی چیز دیگری برآمدند و به واسطه ی همان، نامی جاودانه یافتند. حافظها و مولویها و خواجه نصیرها و علامه حلی ها و امیركبیرها و مدرسها و امام خمینی ها...

اما امروز به یمن پیشرفت تكنولوژی و بوجود آمدن سازوكارهای تكامل یافته ی اجتماعی، نیازهای انسان در زمانهایی بسیار بسیار كمتر از قبل برآورده می شود. آب آشامیدنی در لوله ها، غذای تازه در یخچالهای مغازه ها، امان كامل از سرما و گرما، لباسهای آماده با شستشوی آسان، حمام گرم در هر خانه، باعث شده است كه انسان امروز زمان آزاد و قابل استفاده ای چند برابر پدران خویش داشته باشد. تمدن غرب با تلاش مستمری كه در چهارصد سال اخیر از خود نشان داده است بستر فوق العاده ای برای پیاده كردن آرمانهای الهی بوجود آورده است. مؤمن امروزی دیگر نگران برآوردن ناگزیر هزار و یك نیاز غریزی خود نیست و با فراغ بال می تواند به امانت ازلی كه بر دوشش نهاده شده بپردازد. تنها قدری خودآگاهی لازم است تا تمدن اسلامی بار دیگر بر پایه ی آرمانهای الهی و اینبار با استفاده از همه ی آنچه غربیان در تمدن مادی خویش بدست آورده اند برپا شود.

سؤال اساسی اما، اینست كه جایگاه تكنولوژی در تمدنی مبتنی بر توحید و با غایت تقرب كجاست. سؤالی كه به نظر می رسد امروز بعد از گذشت 30 سال از انقلاب اسلامی ای كه ندای بیداری انسان آخرالزمانی و گسستن بندهای هوا و هوس مدرن بود، باید بدان پاسخ داد.


طبقه بندی: مقالات، 
ارسال توسط محمد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
در خودسازی برای ظهور چه كار كرده اید؟







پیوند های روزانه
مترجم سایت
امکانات جانبی
لینك ها
abzarak.com

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

کلیپ موبایل

دانلود فیلم

نرم افزار موبایل

قائم پرس